تبليغاتX
... تا رهایی

اینکه چند سال زندگی می کنیم اهمیتی ندارد مهم این است که مدتی که زندگی می کنیم ،خوب و با تمام ظرفیت زندگی کنیم . مهم نیست که چگونه به ارزوهایمان برسیم انچه مهم است زندگی ماست . اگر زندگی در مسیر درستی هدایت شود می رسد هنگامیکه تقدیر و سرنوشت برای به تصویر کشیدن رویاهایمان وارد عمل شوند .


هرگز نباید رویاهای کودکی را فراموش کرد ؛مهم نیست چند ساله ایم و چند وقت دیگر زنده ایم.به جای اینکه همیشه در حال تلاش برای بدست اوردن خوشبختی بود باید خوشبختی را در زندگی تشخیص داد و انرا لمس کرد
باید دانست که خوشبختی هدف نهایی نیست بلکه احساسی است که در کنار تلاش برای رسیدن به اهداف دیگر خود را نشان می دهد . بدنبال خود واقعی تان باشید و خوشبختی مختص خودتان را جستجو کنید .

از سختی های زندگی گلایه نکنید دیوار ها و موانع برای متوقف کردن ما ایجاد نشده اند بلکه میزان اشتیاق ما را برای لمس کردن موفقیت و نیز اراده ،پشتکار و سرسختی ما را نشان می دهند و و کسانی که این عشق به موفقیت را در سر ندارند براحتی در کنار این موانع به زانو در می ایند .
زندگی همانی است که ما انرا می سازیم هر ثانیه از زندگی را باید با عشق ،شادی و اشتیاق سپری کرد چرا که هیچ تضمینی برای اینکه چه مدت زمان دیگری برای لذت بردن داریم وجود ندارد .

Randy Pausch



پ.ن.
اگر به شما بگویند قرار است بزودی بمیرید و فقط برای جمع بندی و ارائه مسائلی که برایتان مهم است شانسی به شما بدهند چه می کنید ؟

 

+ نويسنده

ساعت

توسط سحر |


تولد وبلاگم مبارک




در طی این یک سال با افراد زیادی آشنا شدم...

افرادی که یا برام دوستان موندگاری بودند و یا به

 

همان راحتی که اومدند به همان راحتی هم رفتند...

افرادی که در این یک سال من رو همراهی

 

کردند..

دوستان خوبی پیدا کردم و مطالب زیادی ازشون آموختم..

 

از همشون سپاسگزارم...



+ نويسنده

ساعت

توسط سحر |





به دریا می ماند هر چی بیشتر پیش می روی عمق بیشتری از اون تو را احاطه می کند . برای اینکه غرق نشوی نیاز داری که شنا یاد داشته باشی یا لااقل مجهز به وسیله ای باشی .. مثل دریا می ماند نگاهش می کنی آرومه اما درونش جهانی ..می تونی گاهی تنی به آب بزنی و برگردی ..می تونی از دلش هر چیزی که خوشایند توست صید کنی. اما،می تونی غرق آن شوی ..آرام آرام پیش بری یک مرتبه تمامش تو را در بر بگیرد و بعد تنها خود را می بینی که بین لایه لایه های اعماقش پایین تر می روی و نه شاید هم شناور بر سطحش .. دیگر این نفس های تو نیست در آسمان خودت، نفس های توست در وجود او و برای اینکه باور کنی اش حباب ها را ببین نزدیک خودت.. برعکس انچه که فکر می کنی که تاریک است و وحشتناک، هر چی عمیق تر میشود روشن تر و زیباتر است.. رنگهایی که چشمانت را نمی گذراند حتی در حد یک پلک زدن بسته شوند .. وادارشان می کند به تماشایش .مگر نه اینکه تو میهمانی و او میزبان بس بهترین ها را برایت می آورد . بهشتی اینچنین ! لذتی فرا می گیردت .بی نهایت است .گفتنی نیست چشیدنی است .با تمام وجودت میچشی اش .اوج آن را فنا شدن می بین و بس ... حالا به بیکرانش که چشم می دوزی انگار آغوشی است که فرا می خواندت.


 

+ نويسنده

ساعت

توسط سحر |


گاهی فکرمی کنم  احساس خوشبختی کردن  نیاز به بهانه هایی که ما می آوردیم ندارد.

وقتی که از کنار پارک عبور می کنم و میبینم که بعضیها چقدر صمیمانه به بهانه عصرانه ای ساده مثل نون وپنیر و خیار کنار هم نشستن و دارن از در کنار هم بودن لذت می برن با هم شادن و میخندن.یا اینکه  یک بستنی دستشونه و دارن با هم توی پارک قدم میزنن.

فکر می کنم با هم بودنو از در کنار هم لذت بردن هیچ خرجی نداره. ولی ما چقدر زندگی رو سخت میکنیم.حتی برای یک دیدار و پیاده روی ساده.

بجای اینکه فکر کنیم وقتی میخوایم با عزیزی باشیم. کدوم رستوران با کلاس و گرون یا کافی شاپ بریم.به این فکر کنیم که چجوری می شه بسادگی از وجود هم لذت برد و در کنار هم به آرامش رسید.


اصل با هم بودن ودیداره...فرعیات رو گاهی بر اصل ارجح می کنیم.



 

+ نويسنده

ساعت

توسط سحر |

RSS