
ای ابی ترین پرچین وجودم
دستان پر حست را گرد شانه هایم حلقه کن
و حلقه چشمانت را اندکی خاموش دار
که قصد پرواز کرده ام...

غمم از وحشت پوسیدن نیست غمم از زیستن بی تو در این لحظه پر دلهره است غمم از وحشت پوسیدن نیست غم من غربت تنهایی هاست...
"در غربت اگر کسی بماند ماهی
گر کوه بود از او نماند کاهی
بیچاره غریب اگرچه سلطان باشد
چون یاد وطن کند برآرد آهی"