تبليغاتX
... تا رهایی


شب عاشقان بی دل
چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب
در صبح باز باشد






یلدا
یعنی:

یادمان باشد زندگی آنقدر كوتاه است كه یك دقیقه

بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت ...




+ نويسنده

ساعت

توسط سحر |




شناختنت بی گناهترین گناهم بود

یافتنت بهانه دلم و خواستنت نیازم و با تو بودن آرزویم

و تو را گم کردن ، پیدایش سراب بود تو مانند پرستو آمدی

و به دورترین دیار غربت رفتی .

بی تو ثانیه ها تکراری شده اند و آیینه چیزی جز سراب را نشان نمی دهد

و شقایق غریبی می کند

و جاده در انتظار مسافر است

و هنوز دلم بدون تو بهانه می گیرد

و من آرزوهایم را عاشقانه زمزمه می کنم

و منتظرت هستم...

+ نويسنده

ساعت

توسط سحر |




فریاد کشیدم با تمامی امکانم با تمامی تارهای صوتی ام

با تمامی خشم و وحشتم

شاید به فریادم برسی

شاید به کمکم بیایی...

فریادم اما اگر تو را به وحشت انداخت و تو گریختی

و از من دورتر از انچه که بودی شدی

این دیگر گناه من نبود

گناه قدرت تشخیص تو بود...

+ نويسنده

ساعت

توسط سحر |






همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند...

به جز مداد سفید...

هیچ کسی به او کار نمی داد...

همه می گفتند:{تو به هیچ دردی نمی خوری}...




یک شب که مداد رنگی ها...توی سیاهی کاغذ گم شده بودند...

مداد سفید تا صبح کار کرد...

ماه کشید...مهتاب کشید...و آنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...

صبح توی جعبه ی مداد رنگی...

جای خالی او...با هیچ رنگی پر نشد


+ نويسنده

ساعت

توسط سحر |



شیشه ای می شکند ...

یک نفر می پرسد...چرا شیشه شکست؟

مادری می گوید...شاید این رفع بلاست

یک نفر زمزمه کرد...

باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد،

شیشه ی پنجره را زود شکست.

کاش امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرورشکست،

عابری خنده کنان می آمد...

تکه ای از آن را بر می داشت...

مرحمی بر دل تنگم می شد...

اما امشب دیدم...

هیچ کس هیچ نگفت، قصه ام را نشنید...

از خودم می پرسم:

آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است؟؟؟


+ نويسنده

ساعت

توسط سحر |



اگر دروغ رنگ داشت
هر روز،شاید
ده ها رنگین کمان
در دهان ما نطفه میبست
و بیرنگی کمیاب ترین چیزها بود
اگر عشق، ارتفاع داشت
من زمین را در زیر پای خود داشتم
و تو هیچگاه عزم صعود نمیکردی
آنگاه شاید پرچم کهربایی مرا در قله ها
به تمسخر میگرفتی
اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت
عاشقان سکوت شب را ویران میکردند
اگر براستی خواستن توانستن بود
محال نبود،وصال
و عاشقان که همیشه خواهانند
همیشه میتوانستند تنها نباشند
اگر گناه وزن داشت
هیچ کس را توان آن نبود که گامی بردارد
تو از کوله بار سنگین خویش ناله میکردی
و شاید من، کمر شکسته ترین بودم
اگر غرور نبود
چشمهای مان به جای لبها سخن نمیگفتند
و ما کلام دوستت دارم را
در میان نگاه های گهگاه مان جستجو نمیکردیم
اگر دیوار نبود
نزدیک تر بودیم،
همه وسعت دنیا یک خانه میشد
و تمام محتوای یک سفره
سهم همه بود
و هیچکس در پشت هیچ ناکجایی پنهان نمیشد
اگر ساعتها نبودند
آزاد تر بودیم،
با اولین خمیازه به خواب میرفتیم
و هر عادت مکرر را
در میان بیست و چهار زندان حبس نمیکردیم
اگر خواب حقیقت داشت
همیشه با تو در کنار آن ساحل سبز
لبریز از ناباوری بودم
هیچ رنجی بدون گنج نبود
اما گنجها شاید، بدون رنج بودند
اگر همه ثروت داشتند
دلها سکه را بیش از خدا نمی پرستیدند
و یکنفر در کنار خیابان خواب گندم نمیدیدید
تا دیگری از سر جوانمردی
بی ارزشترین سکه اش را نثار او کند
اما بی گمان صفا و سادگی میمرد،
اگر همه ثروت داشتند
اگر مرگ نبود
همه کافر بودند
و زندگی بی ارزشترین کالا بود
ترس نبود،زیبایی نبود
و خوبی هم، شاید
اگر عشق نبود
به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟
کدام لحظه نایاب را اندیشه میکردیم؟
و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری! بیگمان پیش از اینها مرده بودیم
اگر عشق نبود
اگر کینه نبود
قلبها تمام حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند
من با دستانی که زخم خورده توست
گیسوان بلند تو را نوازش میکردم
و تو سنگی را که من به شیشه ات زده بودم
به یادگار نگه میداشتی
و ما پیمانه هایمان را در تمام شبهای مهتابی
به سلامتی دشمنانمان می نوشیدیم
اگر خداوند یک آرزوی انسان را برآورده میکرد
من بیگمان
دوباره دیدن تو را آرزو میکردم
و تو نیز
هرگز ندیدن من را
آنگاه نمیدانم
براستی خداوند کدامیک را میپذیرفت؟

+ نويسنده

ساعت

توسط سحر |




دوست ندارم به كسی بخندم كه دلم بهش نمی خنده ...

دوست ندارم محبت كسی رو قبول كنم كه محبتش به دلم نمی شینه ...

چرا ما آدما وقتی از كسی خوشمون نمی یاد تا جایی كه دوست داریم سر به تنش نباشه با این حال ادای دوستی در میاریم ؟؟؟

شاید م یادمون میره كه محبت از نگاه آدما پیداست نه از زبون !!!

شاید زبونت به من بگه منو دوستم داری ولی احساست و نگاهت به من میگه ایكاش نبودی ...جای خالیت بهتر بود....

خدایا كمكم كن همه رو از ته دل دوست بدارم نه ظاهری و نه گفتاری !

خدایا كمكم كن دل و زبونم همیشه باهم باشه !

ایكاش دلهامون رو پاك كنیم ..از كینه ...از حسادت ...

ایكاش ...


+ نويسنده

ساعت

توسط سحر |

RSS